محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
298
مخزن الأدوية ( ط . ج )
لزجه سه وزن آن فلفل و ثلث آن دارفلفل و ثلث آن زرنباد است و جند سياه به قدر يك درهم كشنده است و بسيار است كه در مدت يك روز مىكشد و الا منجر به سرسام مىشود و ترياق آن حماض اترج و سركه خمر و شير الاغ است و دواى جندبادستر و جوارش و حب و دهن و مرهم و معجون و نسخ سنجرنيا به اعتبار آنكه اصل و عمود در آنها جندبادستر است در قرابادين در حرف الجيم ذكر يافت . جنطيانا به كسر جيم و سكون نون و كسر طاى مهمله و فتح ياى مثناة تحتانيه و الف و فتح نون و الف لغت يونانى است و به رومى اسبليسقان و به فارسى كوشاد و به عجمى اندلس يش كشكه و بعضى يش كشكه را غير آن دانستهاند و به هندى پكهان بيد به فتح باى فارسى و كاف و خفاى ها و الف و نون و كسر باى موحده و سكون ياى مثناة تحتانيه و دال مهمله گويند اسم آن مشتق از اسم پادشاهى است كه اول اطلاع بر آن يافته و يا شفا از آن دوا يافته و اسم آن پادشاه جنطين بوده . ماهيت آن : دو صنف مىباشد : رومى و غير رومى و رومى آن كه بهترين اصناف است به فارسى نيز نامند مستعمل و نزد اطلاق مراد اين صنف است بيخى است دراز تا به شبرى و غليظ مايل به سرخى و تيرگى و تلخ و ساق و عروق آن به سطبرى انگشتى و مجوف و املس و به قدر دو ذرع و گرهدار و برگ آن شبيه به برگ گردكان و يا لسان الحمل و از آن كوچكتر و از هم دور و سرخ و اطراف و وسط برگ آن مشرف و گل آن سرخ مايل به كبودى و ثمر آن در غلافى عريض نازك سبك شبيه به كنجد و منبت آن جبال و مواضع سايه و برف نشين و نمناك و صنف دويّم آن را جرمغانى نامند برگ آن شبيه به برگ حماض و اين غير مستعمل و در بنگاله جنطياناى شيرين طعم نيز ديده شده . طبيعت آن : در اول سيّم گرم و خشك بعضى در دويّم خشك گفتهاند و قوّت آن تا سه سال باقى مىماند . افعال و خواص آن : قابض و بغايت ملطف و جالى و محلل و منقى و مفتح سدد و مسكن اوجاع بارده و حمايت كننده قلب از اذيت سموم به سبب قوّت قابضه و ترياقيتى كه دارد و مدر بول و مخرج جنين و آشاميدن آن جهت امراض مذكوره و گزيدن سگ ديوانه و عقرب و هوام و سموم مشروبه و ورم جگر و سپرز و عسر البول و احتباس حيض و دو درهم آن با شراب جهت التواى عصب و وجع كبد و طحال و برودت و اورام آنها و يك مثقال آن با فلفل و سداب و شراب جهت نهش هوام و سگ ديوانه و غير آن و در ترياقيت اقوى و آشاميدن عصاره آن مقدار يك مثقال با آب جهت درد پهلو و معده و كبد بارد و سقطه و وهن عضل و اطراف آن و التواى عصب نافع و ضماد آن با شراب جهت گزيدن جانوران سمى و جراحات و قروح خبيثه و ورم بارد احشا و ضربه و سقطه و كسر اعضا و وثى و وجع معده و با سركه جهت ازاله بهق و طلاى آن با حنا بر كف دست قاطع خون حيض و لطوخ آن جهت ورم حار چشم و داخل كردن آن در شيافات حاده به جاى عصاره خشخاش سياه مفيد و حمول آن جهت اخراج جنين و اسقاط آن مؤثر و به دستور آشاميدن نيم مثقال كوبيده آن با عسل و آب نيمگرم و رازى گفته كه جنطيانا از كبار ادويه است كه داخل ترياقات و معاجين كبار كرده مىشود از براى دفع سموم و تقويت ادويه خصوصاً براى دفع سميت گزيدن سگ ديوانه و افعى و مار و عقرب و سباع گزنده ذوات السموم و مقاومت با سموم قتاله مشروبه . المضار : مضر سينه محرورين ، مصلح آن اسقولوقندريون . مقدار شربت آن : تا يك مثقال . بدل آن : در تفتيح و تحليل يك وزن و نيم آن اسارون و نيم وزن آن پوست بيخ كبر و در ساير مواضع قسط و زراوند به وزن آن و گويند جنطيانا جرمغانى و عصاره آن كه بيخ آن را بكوبند و پنج روز در آب بخيسانند تا غليظ گردد و صاف نمايند و باز طبخ دهند تا منعقد گردد در جميع افعال مذكوره شرباً و ضماداً قوىتر از جرم بيخ آنست و با سداب در ترياقيت اقوى و قوّت آن تا هفت سال باقى مىماند و دواء الجنطيانا و دهن و سفوف و شراب و ضماد و معجون آن در قرابادين كبير ذكر يافت . فصل الجيم مع الواو چوب چينى به ضم جيم فارسى و سكون واو و باى موحده و كسر جيم فارسى و سكون ياى مثناة تحتانيه و كسر نون و يا و آن را خشب الصينى و بيخ چينى نيز نامند و از ادويه جديده است . ماهيت آن : بيخى است سرخ و گلابى رنگ و اندك شيرين خصوصاً تر و تازه آن و به قدر شبرى و كوتاهتر و بلندتر از آن نيز و قوى به سطبرى يك قبضه و بعضى باريكتر از آن و بعضى كم گره و بعضى پر گره و بعضى راست و بعضى كج و بعضى متشعب و بعضى املس و بعضى خشن و بعضى سنگين و بعضى سبك و بعضى صلب و بعضى رخو و بعضى سفيد و بعضى سياه براق مىباشد و بهترين و مختار و مستعمل آن سرخ و گلابى رنگ و شيرين طعم آنست كه قطعات آن بزرگ و راست و قوى و بىگره و يا كم گره و املس و بىريشه و در صلابت و رخاوت متوسط و غير متشعب و متشقق و تازه و سنگين غرقى غير بسيار كهنه كرم خورده باشد و آنچه سفيد و سبك و رخو باشد خام